تبلیغات
قصر خون آشام ها - قسمت سوم(عشق خون آشام)

قسمت سوم(عشق خون آشام)

چهارشنبه 30 اسفند 1391 09:01 ب.ظ

نویسنده : ღvaioletღ

493186rcvtildeagسلام به همگی مخصوصا استلا لوسه و مهسا بلوم جون493186rcvtildeag

 

497987qefnpesaddمهسا بلوم بهم 10 تا نظر داد و درخواست کرد بقیشو بذارم497987qefnpesadd

 

437717gda30jmqkyمنم قبول کردم و امروز با قسمت سوم اومدم437717gda30jmqky

 

438108hx1wbto06gالبته نکاتی بگم که این داستان عشقیه و توش ماجرا های با حالی وجود داره438108hx1wbto06g

 

 

437690vfmmk66keuپس ادامه ی مطلب437690vfmmk66keu

 

Nail polish -

کیلیدو انداختیم و درو باز کردیم و یک دفعه جیغ کشیدیم

 

وای نه خونه بهم ریخته بود ولی اون چیزی که ما رو ترسونده بود چند تا دست خونی روی دیوار

 

زیاد خونه بهم ریخته نبود ولی کسی با دست خونی نوشته بود

 

عشق خون آشام

 

من:چی عشق خون آشام؟؟؟؟

 

ساینا:منظور اون کس از این خون ها و این نوشته چی بوده؟؟؟؟

 

من:اصلا نمیدونم

 

یک هو من جیغ زدم

 

ساینا:چه مرگته اومد نزدیکم و اون چیزی که من دیده بودم اون رو وادار کرد که جیغ بزنه

 

توی تاریکیه شب توی سایه ی یک گلدون بزرگ دو تا خون اشام منتظرمون بودن

 

من:ش..م..ا کی هستین؟؟برای چی درو دیوار رو خونی کردین

 

یکیشون:هاهاهاها فکر کنم توجه به اون حرف روی دیوار نکردین

 

ساینا:نوشتتون رو میگین:عشق خون آشام ولی....

 

من:ولی ما عاشق شما نیستیم

 

یکیشون با سرعت جت یا بهتر بگم با یک پلک زدن خودشو رسوند پشت سرم

 

با مرموزی که میتونیستم برخورد دندوناشو با گردم حس کنم

 

یکیشون:بهتون هشدار می دیم دور بر اون دوتا پسر خل وضع نچرخیند

 

ساینا:تو غلط میکنی اونا همه کاره های ما هستند

 

یکیشون:ولی یک چیزیو از شما پنهان کردن

 

من:به تو چه که پنهان کرده باشن؟؟راستی تو که پشت گردن منی اسمت چیه؟؟؟

 

همون طرف:دنیل پار

 

من کپ کردم آره خوش بود پسر همون خون اشام بوقققققق

 

من با فرزی یک اسلحه از کیفم دراوردم وگذاشتم روی شقیقه های دنیل

 

من:ساینا خودشه پسر قاتل پدر مادرمون من که ازش نمی گذرم

 

ساینا:جان من؟؟

 

من:به جان عمه رزا

 

ساینا هم اسلحه ی همراهشو در اوردم و مثل من همون کارو کرد

 

من:منتظر بودم اقای پار

 

میثم:اونم برای چی؟؟؟

 

ساینا:خفه شو پدر ابله تو خانوادمونو کشت

 

من:حالا فقط انتقام حال منو ساینا رو خوب میکنه

 

دنیل: فکر کردین

 

و با دادشش دستمونو گرفت و پیچون و مارو انداختن زمین

 

سریع خودمونو جمع جور کردیم

 

من:لعنتی

 

میثم:خودتی

 

من:هفت جد ابادته

 

ساینا:وایستا شما از چه گروهین خون اشام ها؟؟؟؟

 

دنیل:گروه افعی

 

من:خخخخخخخ چه مسخره

 

ساینا:به این میگن اسم ؟؟؟هاهاها

 

میثم:مگه چشه؟؟؟؟

 

من"هیچیش نیست زار میزنه که باحاله

 

دنیل:اون وقت شما اسم گروهتون چیه؟؟؟؟

 

ساینا:خفه اسم گروه ما لایتیز گرلز هست

 

دنیل:حالا ولش کن ولی ما تا شب پارتی توی مدرسه می بنیمتون و اگه اون پسرا نزدیکتون شن همون شب دخلشون اومده

 

من:تو بی جا می کنی اصلا من با پیتر رابته ی خوبی دارم و قراره نامزد شیم

 

ساینا:نه بابا!!!!!

 

من:ساینا سوتی نده نقشست

 

دنیل:حالا ببینیم ولی بدون اونا یک راز بزرگی رو دارن ازتون پینهان می کنن

 

من:من اصلا عاشق تو نیستم دنیل تو نمی تونی منو زور کنی

 

ساینا:و اگه اون شب بیای چیکار میکنید با ما؟؟؟

 

میثم:خون آشامتون می کنم اونم از نوع بدجنس ترین ها

 

دنیل:فهمیدی عش...

 

من:تو به من نگو عشق من که دندون های لامصبتو خورد میکنم

 

ساینا:ما نمی ذاریم با اینکه از خون آشام خوشمون میاد ولی نمیخوایم بد جنس باشیم

 

میثم:دست ما هست

 

دنیل اومد دستمو گرفت

 

دنیل:این برای اینکه امروز پیتر بقلت کرد

 

می خواستم حرف بزنم که دندوناشو فرو کرد توی دستم فریاد بدی کشیدم بد جوری

افتادم روی زمین احساس کردم دو تا دندون اضافی دراوردم رفتم سمت اینه نه من شده بودم یک خون آشام بدجنس بی معرفت ابله گریم گرفته بود ساینا مات مهبوت نگاه می کرد

 

دنیل:تنبیه انجام شد

 

من:تو حق نداشتی...

 

میخواستم حرفمو ادامه بدم که سر تا پاک خاکسری شد لباسم پوستم اونم به رنگ خاکستری روشن و فقط موهام به رنگ طلایی مونده بود

 

من:نــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

دنیل:نگار نباش شبا اینجوری میشی ما هم همین طور

 

دیگه دوم نیوردم و بهش حمله کردم دندونام اماده بود ولی اون منو گرفت و پرتم کرد

 

من:بی شعور

 

دنیل:شب پارتی می بنمت خوشگله

 

و هر دوتاشون با سرعت جت از در زدن بیرون

 

ساینا:ملودی خواهری

 

من بهش نگاه کردم ساینا اول ترسید چون ندیده بود خاکستری رنگ شدم

 

من:الان من بد ترین خون اشام بدترین

 

ساینا:تو نگران نباش ما میتونیم از کتابخونه ی قدیمی کمک بگیریم

 

من:امیدوارم

 

موقعیت:فردا صبح پارک

 

دستمو کشیدم روی دندون های تیزم و هیچ دردم نیومد هنوز باورم نشده بود من یک خون اشام شدم تویشک بودم و فکر می کردم رویاست

دیدم که......

 

بسته  دیگه بچه ها مردم ببخشید کمی مسخره بود

 

 

حالا نظرا ده تا تا آپ کنم

 

پس بای

 

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 فروردین 1392 01:08 ب.ظ